الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
382
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
مسئلهء سادهاى است كه در كمترين هجوم نيز واقع مىشود و نمىتواند بيان گويايى براى آن هجوم عظيم باشد ، اين معنى بعيد به نظر مىرسد . از آن بعيدتر تفسير سوّمى است كه بعضى براى آن ذكر كرده و به معناى دو استخوان دست دانستهاند ، زيرا استخوانهاى دست - چه بازو باشد و چه ساعد - معمولا پايمال نمىشود ، تنها در صورتى پايمال مىشود كه انسان به زمين بيفتد و زير دست و پا قرار گيرد . تشبيه به « ربيضة الغنم ، گوسفندانى كه در آغل جمع شدهاند » اشاره به نادانى مردم نيست آن گونه كه بعضى از شارحان پنداشتهاند ، بلكه اشاره به همان نكتهاى است كه در بالا آورديم كه گوسفندان به هنگام هجوم گرگ ، اطراف چوپان را مىگيرند همانند زمانى كه در آغل جمع مىشوند . مسلمانانى كه به خاطر گرگان عصر خليفهء سوّم ، هر كدام به سويى پراكنده شده بودند و رشتهء وحدت در ميان آنان كاملا گسسته بود ، وجود امام ( ع ) را حلقهء اتّصالى در ميان خود قرار داده ، همگى با شور و اشتياق فراوان ، گرد او جمع شدند و احساس آرامش مىكردند . ولى متأسفانه اين شور و اشتياق ادامه نيافت و هنگامى كه مردم در بوتهء آزمايش و امتحان قرار گرفتند ، گروهى نتوانستند به خوبى از عهدهء اين امتحان برآيند ، لذا امام ( ع ) در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « ولى هنگامى كه قيام به امر خلافت كردم جمعى پيمان خود را شكستند و گروهى ( به بهانههاى واهى سر از اطاعتم پيچيدند و ) از دين خدا بيرون پريدند و دستهء ديگرى راه ظلم و طغيان را پيش گرفتند و از اطاعت حقّ برتافتند » ( فلمّا نهضت بالامر نكثت طائفة ، و مرقت « 1 »
--> ( 1 ) « مرق » از مادهء « مروق » ( بر وزن غروب ) به معناى خارج شدن از چيزى است و هنگامى كه در مورد تير به كار مىرود - به گفتهء صحاح اللّغة و لسان العرب - مفهومش آن است كه از هدف بگذرد و به آن طرف اصابت كند و به همين دليل « خوارج » را « مارقين » ناميدهاند زيرا آنها افرادى بسيار افراطى و خشك و متعصّب و لجوج بودند كه از امير مؤمنان على ( ع ) مسلمانتر شدند ! !